ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
216
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) است ما را خبر داد كه مىگفته است * مؤثّره دختر اربك براى من نقل كرد كه ابو نضرة همراه همسر خويش زينب براى جهاد به خراسان رفته است . گويد مسلم بن ابراهيم ، از صالح بن راشد ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو نضرة را ديدم كه ريش خود را با رنگ زرد خضاب مىبست . گويد عمرو بن عاصم از ابو اشهب ما را خبر داد كه مىگفته است * گاهى مىديدم كه ابو نضره ريش خود را با رنگ زرد خضاب مىبست . گويد مسلم بن ابراهيم ، از صالح بن راشد ما را خبر داد كه مىگفته است * بر سر ابو نضره عمامه سياه ديدم . گويد عفان بن مسلم و مسلم بن ابراهيم هر دو از گفتهء مهدى بن ميمون ما را خبر دادند كه مىگفته است * هنگامى كه ابو نضره مرد حسن بصرى را ديدم كه همراه ما و در حالى كه پيشنماز بود بر جنازه ابو نضره نماز گزارد ، و سپس نماز ظهر فرا رسيد حسن بصرى همچنان در گورستان پيشنمازى ما را بر عهده گرفت و گويى هيچ گورى از سمت چپ و راست وجود ندارد و پردهيى - براى خاك سپارى ابو نضره - كشيده نشده است ، - جواز اقامه نماز واجب در گورستان - گويد ابو نضره در حكومت عمر بن هبيره بر بصره درگذشت . سعد بن هشام بن عامر انصارى گويد سليمان بن حرب از حماد بن زيد از على بن زيد ما را خبر داد كه مىگفته است از زرارة بن اوفى و حسن بصرى و ابو نضره شنيدم كه از سعد بن هشام بن عامر انصارى حديث نقل مىكنند كه مىگفته است * پيش عايشه رفتم و نسب خود را براى او بازگو كردم ، پرسيد تو پسر همان كسى هستى كه در جنگ احد كشته شده است ؟ گفتم آرى ، گفتهاند كه سعد بن هشام ان شاء اللّه مورد اعتماد بوده است . علقمة بن عبد اللّه مزنى محدثى مورد اعتماد و كم حديث بوده است و به روزگار خلافت عمر بن عبد العزيز درگذشته است .